واجد على خان
9
علم الأبدان ( فارسى )
كه متصل و ملاقى هواست طبقهء مذكور غليظ الجرم و مختلط است بعضلههاى محركه چشم و ممتلىست به گوشت سفيد و چرب دومى از شاخهاى غشاى صلب كه زير قحف اعنى استخوان سر واقعست ناشى شده و به چشم در آمده و سبطر گشته همه اجزاى چشم را پوشيد مگر طبقه قرنيه را كه قدرى از انجمت نفوذ نور مكشوف مانده و حوالى قرنيه با طبقه بلتحمه التحام گرفته و بسبب همين التحام بملتحمه نامى شده و آنچه كه بعضى را سياه باشد و بعضى را ارزق يا كبود طبقه قرنيه است و ماوراى آن آنچه سفيدست جمله طبقه ملتحمهست پس دو طبقه از طبقات سبعه كه ملتحمه و قرنيه باشد به ظاهر محسوسست و چون منبت ملتحمه غشاى صلبست كه زير قحف واقع شده و آن قرب و اتصال با جوهر دماغ دارد لهذا در بعضى از اوقات امراض شديد ملتمحه مغير ذهن و باعث تغير حواس مىشود تشريح طبقه قرنيه طبقه دوم قرنيه است و آن پس از ملتمحه است و اين طبقه بنفس خود رنگ ندارد امّا از رنگ طبقه كه زير اوست رنگين مىنمايد و اين طبقه صلبست و شفاف و تو بر تو مانند قرن يعنى شاخ گاو و وى از اطراف طبقه صلبه برآمده بر همه طبقات و رطوبات كه تبحت اوست پناه گشته و از جمله توهاى قرنيه هرچه به طرف خارج است سختترست به نسبت ديگر توها كه به طرف داخلست تا منع اصابت آفات خارجى كند تشريح طبقه عنبيه و آن گاهى بعضى را مائل بسرخى چون حدقه ميش و آن پس قرنيه است و اين طبقه غليظ الجرمست و در وسط آن ثقبهء واقع شده مانند ثقبهء كه بر سر انگور باشد وقتىكه او را از خوشه جدا كنند به همين جهت بعنبيه موسوم شده و همين ثقبه منفذ نورست و ظاهر اين طبقه آنچه مماس قرنيهست صلبست و باطن آن نرم و ملائم و ذى خمل مانند اسفنج و فائده ذى خمل بودنش آنست كه چون نزول آب شود قادح آن آب را بدستكارى از انجا جدا كند آن آب در خملى از خمول درافتد و منفذ نور صاف شود و نزول آب بيشتر به چشم سياه مىشود و پس از طبقه عنبيه رطوبت بيضيه است و آن رطوبتىست صاف و شفاف مشابه سفيدى بيضه مرغ از روى لون و صفا و قوام لهذا بيضيه نامند تشريح طبقه عنكبوتيه بعد از ان طبقه عنكبوتيه است و آن پردهايست مشابه نسج عنكبوت و آن پس از رطوبت بيضيهست و طبقهء مذكور از كناره طبقه شبكيه رسته و شاخهاى باريك از طبقه مشيميه به اين آميخته و او حاجزست